کتاب ناتوان
اینجا سرزمین نابغههاست؛ دنیایی که در آن، افراد خارقالعاده با تواناییهای ماورایی زندگی میکنند؛ یعنی ابرانسانهایی که مانند شخصیتهای دنیای مارول و هری پاتر قادر به انجام کارهایی شگفتانگیز هستند. در پادشاهی ایلیا، انسانهای معمولی جایی ندارند؛ زیرا حضور آنها در میان نخبگان، قدرت برتر ابرانسانها را به خطر میاندازد و باعث میشوند تا نوابغ در برابر بیماری و مرگ ناتوان شوند؛ البته این ادعا تصور نخبگان دربارهی افراد معمولی است و کسی نمیداند تا چه اندازه حقیقت دارد! این قوانین سختگیرانه از زمانی شکل گرفت که طاعونی مرگبار هزاران نفر را از بین برد و مشخص شد تنها کسانی که قدرتهای ویژه داشتند، توانستند از این بلا جان سالم به در ببرند و آنهایی که قدرت نداشتند، از بین رفتند.
در این سرزمین، دختری ظریف و به ظاهر بیدفاع به نام پِیدین زندگی میکند. او مهارتی بینظیر در دزدی دارد، اما مردم او را یک پیشگو میدانند که قادر است ذهن و آیندهی افراد را بخواند؛ یعنی خود به جادوگری و پیشگو بودن تظاهر کرده و ترجیح میدهد همه دربارهاش همینطور فکر کنند؛ اما واقعیت چیز دیگری است. ، لورن رابرتس (Lauren Roberts) در کتاب ناتوان (Powerless) بهتدریج ما را با حقیقت زندگی این دختر آشنا میکند و چالشهای زندگی و رنجهایی را تاکنون بر او هموار شده را نیز شرح میدهد.
تاب ناتوان، رمانی فانتزی و عاشقانه و اولین اثر لورن رابرتس نویسندهٔ آمریکایی است. این کتاب اولین جلد از مجموعهٔ ۳ جلدیِ ناتوان است که در سال ۲۰۲۳ منتشر و خیلی سریع تبدیل به پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز شد. ناتوان داستانی عاشقانه دربارهٔ عشقی ممنوعه بین یک شاهزادهٔ قدرتمند و یک دختر بسیار معمولی، در جامعهای است که معمولی بودن در آن جرمی نابخشودنی است. این کتاب ماجرای دختری به نام پیدن است که سعی میکند از قوانین طاقتفرسای پادشاهی خود جان سالم بدر ببرد. جلد دوم مجموعهٔ ناتوان با عنوان «بیپروا» در سال ۲۰۲۴ منتشر شد و قرار است جلد سوم آن در سال ۲۰۲۵ منتشر شود.
این کتاب پس از انتشار بهترین کتاب علمیتخیلی برای نوجوانان و کتاب فانتزی مورد علاقهٔ خوانندگان گودریدز در سال ۲۰۲۳ شد.
داستان این رمان در سرزمین خیالی ایلیا میگذرد، پادشاهیای که در آن بیماری ویرانکنندهای به نام طاعون، برخی از بازماندگان را با یک قدرت ماوراءالطبیعی برجای گذاشته است. دهها سال از این اتفاقات میگذرد و جامعه اکنون بین نخبگان جادویی و افراد عادی و ناتوان تقسیم شده است و نخبگان از ترس اینکه افراد عادی قدرتهای آنها را بگیرند یا آنها را آلوده کنند، دست به شکار و کشتن افراد عادی میزنند.
این رمان از منظر اول شخص و از دیدگاه ۲ شخصیت اصلی پیدنگری و کای آزِر روایت میشود. پدین دختر جوانی است که پس از قتل پدرش به دست پادشاه، یاد گرفته است که در زاغهها چطور از گرسنگی و فقر جان سالم به در ببرد. بهترین دوستش آدِنا، تنها کسی است که راز او را میداند: پدین یک انسان کاملاً عادی است و همیشه به داشتن قدرتهای خارقالعاده تظاهر میکند و اگر این مسئله کشف شود او یا کشته و یا تبعید میشود. با اینحال، قبل از مرگ، پدرش به او آموزش داد تا بتواند از مهارتهایش استفاده کند و وانمود کند که قدرتهای خارقالعاده دارد.
قهرمان دیگر این رمان کای است، پسر دوم پادشاه که توانایی استفاده از قدرت هر کسی که نزدیکش باشد را دارد. درحالیکه برادر ناتنی بزرگترش کیت آزِر، برای تبدیل شدن به یک پادشاه شایسته تربیت شده است، کای یک قاتل آموزش دیده و فرماندهٔ کل است. هنگامی که او به محلههای فقیرنشین فرستاده میشود تا شایعات مربوط به یک خانوادهٔ معمولی را بررسی کند، با پیدن برخورد میکند که بیاطلاع از هویت او، مقداری از طلاهایش را میدزدد. هر دوی آنها یک ارتباط غیرمنتظره دارند اما فکر نمیکنند دیگر هیچوقت دوباره یکدیگر را ببینند. بااینحال در اواخر همان روز، اعضای مقاومت به کاری حمله میکنند و در میان اعضای این گروه یک سایلنسر وجود دارد که باعث میشود شاهزاده نتواند از قدرتهایش استفاده کند. اما ناگهان سروکلهٔ پیدن پیدا میشود و جانِ شاهزاده را نجات میدهد. شاهزاده در مورد قدرتهای سایلنسر از پیدن سؤالاتی میپرسد که او از جوابدادن به آنها طفره میرود اما این حادثه خیلی سریع باعث محبوبیت پیدن میشود و بنابراین تصمیم گرفته میشود که پیدن به همراه شاهزاده کای و چند شرکتکنندهٔ دیگر، در مسابقات پاکسازی شرکت کند.
مسابقات پاکسازی هرساله برگزار میشوند؛ این مسابقات مجموعهای از بازیهای مرگباری هستند که برای نشاندادن قدرتمندترین تواناییهای نخبگان و کسب شکوه و شهرت طراحی شدهاند. حالا پیدن نهتنها مجبور است در این مسابقات شرکت کند، بلکه باید در قصر نیز زندگی کند و هویت واقعی خودش را در طول مسابقات پنهان نگه دارد.
4.13/5
با بیش از 1 میلیون رأی