مان «یکی از ما دروغ میگوید» نخستین اثر کارن ام. مکمنس، در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و خیلی زود در ژانر معمای نوجوان و تعلیق معاصر جایگاه برجستهای یافت.
مکمنس با روایتی چندصدایی که میان چهار دانشآموز دبیرستان بیویو برونوین، ادی، نیت و کوپر دستبهدست میشود، داستان مرگ مرموز سایمون، گردانندهی اپلیکیشن شایعهپراکنی مدرسه، را به کانونی برای برخورد رازها، کلیشهها و اضطرابهای نوجوانی بدل میکند: حادثهای در اتاق بازداشت که هر چهار نفر حاضر را به سبب گذشتهها و پنهانکاریهایشان در مظان اتهام مینشاند. لحن رمان تند و کشنده است و فضای آشنای دبیرستان را با سازوکارهای ژانر جنایی پیوند میدهد؛ یادآور «باشگاه صبحانه» و «دروغگویان کوچک زیبا»، اما با رگههایی تیرهتر که نشان میدهد چگونه کلیشههای اجتماعی، فشار خانواده و رسانههای زرد میتوانند زندگی نوجوانان را به میدان مین بدل کنند. مکمنس با کنار هم نشاندن «مغز»، «زیبا»، «جنایتکار» و «ورزشکار» بهعنوان برچسبهای اولیه، بهتدریج این پوستهها را میشکند تا زیر آن شخصیتهایی چندلایه و بههموابسته را آشکار کند؛ قوسهای فردی هر یک از آنان در تماس با نیروهای نهادی از پلیس و دادستانی تا افکار عمومی شبکههای اجتماعی شکل میگیرد و همین اصطکاک فرد و نهاد، ریتم تعلیقی داستان را پیش میراند. در پس معما، رمان به پرسشهایی جدیتر میرسد: قدرت فرسایندهی شایعه و افشاگری دیجیتال چگونه اعتماد را میساید؟ حقیقت وقتی با خودحفاظتی و بقا گره میخورد چه سرنوشتی پیدا میکند؟ همدلی از کجا آغاز میشود و چه زمانی میتواند جای نقشبازیهای اجتماعی را بگیرد؟ پاسخهای مکمنس، اخلاقگرایانه و خطابهای نیست؛ او با چینش سرنخها و شکستن پیشفرضها نشان میدهد که «داستانهایی که برای زندهماندن میگوییم» تا کجا میتوانند حقیقت را مخدوش کنند و درعینحال راهی برای رهایی بگشایند. موفقیت کتاب چشمگیر بود: «یکی از ما دروغ میگوید» ۲۶۷ هفته در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز ماند، در فهرستهای USA Today و ABA IndieBound نیز درخشید و از کتابخانهی عمومی نیویورک و YALSA تا رسانههایی چون Entertainment Weekly و BuzzFeed تحسین شد؛ هرچند برخی نقدها به تکیهی گاهبهگاه بر کلیشهها یا زبانی ناهموار اشاره کردند. دامنهی اثر به صفحه محدود نماند و اقتباس تلویزیونی آن در اکتبر ۲۰۲۱ از پلتفرم Peacock پخش شد؛ انتقالی که بهقول خود نویسنده، مدیون شخصیتهای گروهی پرکشش، ساختار تعلیقی خوشریتم و قابپذیری داستان بود.
در جمعبندی، «یکی از ما دروغ میگوید» فقط یک معمای نوجوانانهی سرگرمکننده نیست؛ پژواکی است از معماری شکنندهی هویت در عصر شایعه و نمایش، روایتی دربارهی بهایی که برای پنهانکاری میپردازیم و شهامتی که برای مواجهه با حقیقت لازم است روایتی که به لطف پیوند سنجیدهی چندصدایی روایی با تفسیر اجتماعی، هم جذب میکند و هم به تأمل وامیدارد.